خانواده

۱-آیا خیانت پدر و مادر را می توانیم به فرزندان توضیح دهیم؟

چگونگی توضیح دادن این اتفاق به گروه سنی بچه ها بستگی زیادی دارد. و در هر گروه سنی بهتر است متناسب با درک و منطق آن ها توضیح داد. طلاق به خودی خود امنیت و دنیای امن کودکان را خراب می کند. و بهتر است این گونه به بچه ها توضیح داده شود که پدر و مادر به هر دلیلی که جدا می شوند و هر تصمیمی که میگیرند همچنان پدر و مادر شما باقی می مانند.توجه داشته باشید که بعد طلاق مسائل خود را به کمک درمانگر برطرف کنید و بچه ها به عنوان شنونده و یا سنگ صبور هرکدام از شما قرار نگیرند و بدگویی هایی از هر دو طرف اتفاق نیفتد. چرا که اینکار می تواند بیشتر به ناامنی بچه ها دامن بزند.

۲- رفتارهای مخرب طرف مقابلم تا چه حدی بعد ازدواج تغییر پیدا می کند؟

وقتی ما در رابطه ای هستیم که مورد توهین و تحقیر و بی اعتمادی قرار می گیریم یعنی نیاز به کمک حرفه ای داریم. مثلا کتک خوردن از فردی که بنا است شریک راه زندگی شما باشد هیچ توجیهی ندارد. افراد رابطه را ادامه می دهند به امید اینکه فرد تغییر کند ولی در نظر داشته باشید نمی توان به امید تغییر کسی با او ازدواج کرد. همچنین سکوت و انفعال افراد در رابطه به منزله تقویت برای رفتار اشتباه طرف مقابل است. و این که یک آدم تغییر نخواهد کرد مگر اینکه خودش بخواهد. با تصورات روتوش شده از یک آدم نمی توان یک زندگی را بنا کرد.

۳-چگونه سردی بوجود آمده در رابطه زوجی را برطرف کنیم؟

عشق و گرمی موضوعی است که ممکن است هرکس برداشت خود را از موضوع داشته باشد و در زندگی زناشویی بعد از گذشت چندسال حتما تغییر شکل می دهد و به دوست داشتن و یک صمیمت عمیق تری احتمالا تبدیل شود. که امنیت و ثبات بیشتری دارد. نسبت به احساس عاشقی اولیه، اما شور و هیجان کمتری را تجربه خواهیم کرد. شاید اتفاق خاصی در رابطه می افتد که باعث سردی و بی احساسی می شود. اگر همیشه سبک ارتباطی به نوعی بوده که ابراز احساسات مثبت یا منفی سخت می شود بهتر است برای اصلاح و بررسی بیشتر این موضوع به زوج درمانگر مراجعه کرد.البته زبان عشق آدم ها گاهی باهم متفاوت است و در این زمینه کتابی به عنوان زبان عشق وجود دارد که مطالعه آن بسیار مفید است.

۴-من تازه متوجه شده ام که همسرم به من خیانت کرده.چه کاری باید انجام دهم؟

باید عکس العمل آنی از خود نشان داد و یک مرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید. باید قبول کنید که احساس خشم و عصبانیت ، ترس و …برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا طبیعی است.تمام افکار و احساسات که به شما دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید تا ذهنتان از افکار منفی تخلیه شود.با همسر خود در موقعیت مناسب در مورد بدعهدی اش صحبت کنید. هرچند وقت یکبار با روانشناس یا مشاور ملاقات داشته باشید. نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. سعی نکنید این بازی که چه چیز یا چه کسی سبب بروز این فاجعه شده است را شروع کنید. واقع بین باشید.

۵-به نظر شما آیا در زندگی زناشویی باید کنترل وجود داشته باشد؟

ما به عنوان همسر در زندگی مشترک حق داریم که بدانیم در زندگی مان چه می گذرد.وقتی با مساله ای مواجه می شویم که برایمان سوظن یا بدبینی پیش بیاید باید با شریک زندگی مان درمیان بگذاریم که بتوانیم به قطعیت برسیم و نسبت به دانستن امری ناخوشایند، خود را آماده کنیم.

۶-از چه عواملی که در زندگی مشترک باعث بدبینی می شود باید پرهیز کرد؟

در زندگی زناشویی، اصل بر صداقت، تعهد و صمیمیت است و اگر این موارد وجود نداشته باشد اسم این رابطه زندگی نیست: ایجاد ابهام و پاسخ ندادن به آن توجه نکردن به علایق و مسائلی که برای فرد مقابل مهم است،به عنوان مثال اگر روز تولد همسرمان را فراموش کنیم و در کل باید به قلق های یکدیگر توجه کنیم.اگر هرکدام از زوجین نسبت به امری در زندگی شک دارند و باعث ابهام برایشان شده از طرف مقابل سوال بپرسند و سعی کنند برای این کار از سوالات انعکاسی و بدون تهدید استفاده کنند.

۷-اگر در رابطه ام خیانت دیدم، بمانم یا رابطه را ترک کنم؟                              

سه مرحله ای که هر فردی با مساله خیانت رو به رو می شود، آن ها را طی می کند:
-عادی سازی احساسات: با برملا شدن رابطه نامشروع، احتمالا هر دوی شما به ورطه ی گردبادی عاطفی کشیده می شوید که در آن شما همسر زخم خورده با احساس عمیق خسران و شما همسر عهد شکن با انتخاب ها و عواطف ضد و نقیض رو در رو می مانید. شما به هیچ وجه احمق یا متزلزل نیستید، دیگران هم رنج و سردرگمی مشابهی را تجربه کرده اند و در دنیا شما تنها نیستید که به مشکل گرفتار آمده اید.
-تصمیم گیری درباره از سرگیری رابطه ی صمیمانه یا دست کشیدن از آن: پیش از آن که عواطف شما فرصت فروکش کردن بیابد،لازم است با احساس تزلزل خود درباره ماندن یا رفتن کنار بیایید. شما با بررسی امکاناتی که پیش رو دارید می توانید بر حسب نیازها و شرایط خود تصمیم معقولی اتخاذ نمایید. “از عشق چه انتظاری می توانم داشته باشم؟ آیا باید به احساسات خود اعتماد کنم؟ از کجا می توانم مطمئن باشم همسرم، همسر مناسبی برای من است؟”
-بازسازی رابطه: اگر تصمیم گرفتید رابطه خود را از نو سامان دهید، احتمالا ماه ها یا شاید سال ها وقت لازم دارید تا اعتماد و صمیمیت برباد رفته را دوباره به زندگی تان بازگردانید. اول از همه:
مفهوم رابطه ی نامشروع را درک کرده و به سهم خود در برابر آن مسئوولیت قبول کنید.
با معشوق خود قطع رابطه کنید.
اگر همسر عهدشکن شما هستید، اعتماد از دست رفته را جبران کنید و اگر همسر زخم خورده اید اعلام کنید که برای جلب اعتماد دوباره شما به چه چیزهایی نیاز است.
طوری صحبت کنید که همسرتان حرف هایتان را شنیده رنج شما را درک کند. به علاوه طوری گوش بدهید که همسرتان حساسیت موضوع را درک کرده و بی پرده با شما سخن بگوید.
تشخیص دهید که چگونه تجربه های دوران کودکی می تواند تاثیرات مخربی بر روی شما گذاشته باشد و چگونه می توانید رابطه ی امروز خود را از آلودگی به این تجربه ها در امان نگه دارید.

۸-با چه افرادی ازدواج نکنیم؟

تحقیقات نشان داده است که اگر شخصی بیش از حد افسرده، کمرو، مضطرب، متخاصم، تکانشی (کسی که بدون فکر کردن عمل می کند) و یا در برابر فشارهای روحی آسیب پذیر باشد، برای ازدواج شخص مناسبی به نظر نمی رسد، ضمن اینکه در چنین مواردی این فرد باید روان درمانی شود.
 فهرست زیر به چند موقعیت اشاره دارد که در چنین شرایطی بهترین کار ازدواج نکردن است.
 • اگر زمانی که با هم هستید، بیشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت میگذرد. (رابطه عشق- تنفر)

 • اگر با وجود اینکه زمان بسیاری را با هم می گذرانید، واقعا یکدیگر را به عنوان یک فرد نمی شناسید یا با افکار یکدیگر ارتباط برقرار نمی کنید.
 • اگر با پدر یا مادر خود رابطه خوبی ندارید و همسر آینده شما درست شبیه این والد نامطلوب شما است.
 • اگر دلیل ازدواج شما، یافتن کسی است که برایتان مادری یا پدری کند.
 • اگر مدام جملاتی مانند این در سرتان می چرخد شاید همه چیز بعد از ازدواج درست شود.
 • اگر فرد مورد نظرتان می خواهد که همه دوستان قدیمی خود را ترک کنید و یک زندگی اجتماعی تازه برپا کنید. (تیپ مالکیت طلب)
 • اگر بعد از یک گفتگوی رو راست با خودتان به این نتیجه رسیدید که تنها به خاطر مسائل جنسی با او ازدواج می کنید و به جز این هیچ هدف دیگری ندارید.
 • اگر او بارها از کوره در می رود و در کنترل خلق و خوی خود ناموفق است.
 • اگر این فرد شما را از نظر جسمی یا روحی آزار می دهد.
 • اگر یک روز کامل را تنها با این شخص گذرانده اید و متوجه شده اید که روزی غیرقابل تحمل داشته اید.
 در نهایت سه توصیه برای شما دارم که میتوانید در جلوگیری از ازدواج با چنین خصوصیاتی مفید باشند.
 1.بیاموزید که این ویژگی ها را در خود و دیگران تشخیص دهید و تا حد امکان قبل از ازدواج، به دنبال درمان آن باشید. به خاطر داشته باشید که ازدواج مشکلات را حل نمی کند که هیچ، در بسیاری از موارد آنها را شدیدتر هم می کند.
 2.در سن پایین ازدواج نکنید
 3. قبل از ازدواج به خوبی با شخص مورد نظر خود آشنا شوید و تا زمانی که حداقل دو ماه با او نامزد نبوده اید و معاشرت خانوادگی نداشته اید، ازدواج نکنید.

  • ثبت نام
Lost your password? Please enter your username or email address. You will receive a link to create a new password via email.