رویکرد درمانی برای تعارضات زناشویی

رویکرد درمانی برای تعارضات زناشویی

اختلافات بین فردی،و در راس ان اختلاف های ناشی از روابط زناشویی برای زوجین پدیده ای بغرنج و نارحت کننده است. و در حین حال اختلاف نظر و تعارض امری طبیعی و اجتناب ناپذیر در روابط بین فردی است .

افراد  ممکن است در مواجهه با تعارض های ناشی از روابط بین فردی راهبردهای مختلفی به خود بگیرند آنچه در این امر شایسته مطالعه و تعمق است بررسی  نوع سبک های مقابله با تعارض است . اگر تعارض ها بصورت مثبتی از طرف زوجین حل و فصل شود وراهبردهای مناسبی به مرور زمان  جهت حل مشکلات  ناشی از روابط  زناشویی اتخاذ شود باعث پایداری و بهبود روابط در بلند مدت خواهد شد و مهارتهای ناشی از روابط زناشویی را بالا خواهد برد، حتی یادگیری این رویکرد انطباقی، میتواند فرد را در مقابل دیگر رویدادهای فشارزای زندگی هم مقاومتر کند ، ولی اگر تعارض ها بصورت نامطلوبی اداره شود موجب تخریب زندگی زناشویی شده و اثرات زیان آوری بر سلامت فیزیکی و هیجانی زوجین به جا میگذارد و میتوان موجب ایجاد دامنهای از مشکلات رفتاری و هیجانی کودکانی شود که در معرض تعارضات والدین هستند .

 توانایی درک هیجانی  و شناخت احساسات در روابط بین فردی مقوله ای بسیار مهم در پرداخت مسائل مربوط به روابط بین فردی بخصوص روابط زناشویی است و این توانایی شناخت، مهارتی اساسی است که برای ترمیم و روابط بین فردی ضرورتی بسیار مهم و انکارناپذیر است ، ایجاد مهارتهای شناخت هیجانی در روابط بخصوص در درون سازمان پیچیده ای بنام خانواده وتاثیر ان بر نوع مقابله با تعارضات زناشویی  موضوعی است که بیش از پیش باید به ان توجه نمود.

با تحلیل نوع ارتباط یک زوجین  احتمال به شکست ازدواج و طلاق را می توان پیش بینی کرد. زوج ها را براساس نحوه ارتباط و تعاملشان به هنگام تعارض به دو نوع متعادل و نامتعادل تقسیم می شوند. زوجهای متعادل خود نیز به سه گروه موثق اجتنابی  و هیجانی تقسیم شده است.

زوجهای نامتعادل در یک گروه زوجین متخاصم تعریف میشوند. زوجین متخاصم،  فراوانی و شدت تعارض بیشتری دارد آنها در هنگام تعارض، به شخصیت یکدیگر توهین می کنند ، به طور اجتناب ناپذیری درگیر تعارضات می شوند و راهبردای توهین امیز و اهانت امیز  بیشتری در تعاملات آنها دیده میشود. در حالی که زوجین متعادل در تعاملات خود انتقادهای اهانت امیزی نمیکنند باعث تشدید خصومت بیشتر نمی شوند و نهایتا باعث رضایت بیشتری در هریک از زوجین می شود.

نظر به اینکه اختلاف و تعارض های ناشی از زوجین بخصوص در اوان زندگی مشترک نسبتا بیشتر است و این تعارض ها تا حدودی برای زوجین طبیعی است و با بکارگیری واموزش  راهبردهای مناسب می توان چنین تعارضاتی رابه حداقل رساند . در این حین یکی از فاکتورهای اساسی در بهبود روابط زوجین اشنایی و درک متقابل احساسات و هیجانات مرتبط با تعارض در هریک از زوجین می باشد . چرا که توانایی بالا در درک احساسات و هیجانات به رویکرد مناسب جهت حل مشکلات زوجین کمک شایانی می کند.

 مهمترین مزیت این است که شیوه مقابله با تعارض اکتسابی است و میتوان  آن را به نحو شایسته ای اموزش داد .از این رو با ایجاد زمینه های اموزشی و درمانی مناسب می توان سبک های اشتباه  و ناکارآمد مقابله با تعارض زناشویی را در زوجین به طرز مطلوبی به شیوههای کارآمدتریتبدیل کرد . رویکرد درمانی مبتنی بر هیجان یک رویکرد درمانی آموزشی است که در ان با آموزش سبک های ارتباطی مبتنی بر درک هیجانات عواطف، ادراکات، انتظارات، آرزوها و نیازها باعث تخفیف و یا از بین رفتن تعارضات منفی می شود.

ورود کاربران