روش هايي ساده براي خارج شدن از افسردگي

 

 

برای مشاهده ادامه مطلب وارد شوید و یا ثبت نام نمایید

قهر کردن با همسر

بعد از قهر کردن های طولانی و مداوم، معمولا یکی از همسران یا هر دو، ترس و یا احساس خجالت نسبت به رو به رو شدن با  همسرشان را دارند.


هنگامی که ۲ نفر یا یکی از طرفین ازدواج، قهر را به عنوان راهکار انتخاب می کنند به معنای این است که مهارت های حل صحیح مساله و حل تعارض را نمی دانند و برای این که زودتر بتوانند از تنش رهایی یابند، به این موضوع تمایل دارند.  در صورتی که نمی دانند قهر کردن می تواند به عنوان آسیب زننده ترین مساله به ارتباط همسران باشد.

قهر کردن ویژه افراد خردسالی است که هنوز به رشد شناختی کافی نرسیده اند و نمی توانند برای مشکلات خود راهکار مناسب را پیدا کنند، ولی کسانی که ازدواج کرده اند به بلوغ کامل روانی و شناختی و عاطفی رسیده اند این امر نمی تواند برای آنها راهکار مناسبی برای حل مشکلات شان باشد.

پیامدهای قهر کردن با همسر
در قهر کردن های مداوم، خانواده ها نسبت به عروس و دامادشان بی تفاوت می شوند و تلاشی برای حل مشکلات آن ها نمی کنند
قهر کردن ممکن است پیامدهای منفی زیادی را در بر داشته باشد. یک فرد با قهر کردن با همسرش، ممکن است این پیام را منتقل کند که «تو برای من مهم نیستی و نمی خواهم مشکلم را به درستی حل کنم» و یا این پیام را منتقل کند که «تو مقصر تمام مشکلات من و زندگیمون هستی و تو باید تلاش کنی که آن ها را حل کنی» .

در صورتی که در تعارضات همسران هیچ گاه یک نفر مقصر نیست و هر دو نفر ازدواج، زن و مرد، در ایجاد اختلافات سهیم هستند و فقط ممکن است که سهم آن ها با یکدیگر متفاوت باشد.

در اختلافات زناشویی اگر افراد مهارت های کنترل خشم و عصبانیت را ندانند، ممکن است که اعمال و رفتار و گفتاری را از خود نشان بدهند که شدت اختلاف آن ها را بیشتر کند. ممکن است که حرمت ها شکسته شود و به خانواده های یکدیگر هم توهین کنند و اینجاست که مشکل آنها بیشتر می شود و سخت تر قابل حل کردن می شوند.

بعد از یک قهر طولانی با همسر
اگر بنا بر هر دلیلی، در یک ازدواج  زوجین قهر کردن را به عنوان راه حل ثابت و همیشگی مشکلاتشان انتخاب کرده اند، این نکته را باید بدانند که قهر کردن های مداوم و طولانی مدت به جای اینکه مشکل آن ها را حل کند، مشکلات آنها را بیشتر و بیشتر هم می کند.

قهر کردن های مداوم کاری می کند که به مرور زمان هم فرد از چشم همسرش بیافتد و این کار او عادی بشود و همسرش تلاشی را برای بهبود ارتباط انجام ندهد و هم این که تاثیر منفی خود را بر خانواده های طرفین می گذارد.

خانواده ها با خود این گونه فکر می کنند که حالا که این ها با هم نیستند و مدام خانه های پدر و مادر خودشان هستند، بهتر است که برای آشتی دادن   آنها کاری نکنیم چون این روند همیشه ادامه دار است.

نهایتا افرادی هم که نمی خواهند این اتفاق برای فرزندشان بیافتد با خود می گویند که این ها که همیشه با هم قهر هستند بی دلیل دیگر تلاش نکنیم تا آن ها را آشتی بدهیم چون دوباره این اتفاق می افتد.

ارتباط با والدین همسر

در برخی مواقع و به ویژه در دعواهای شدید زوجین که پای خانواده ها نیز به میان می آید، ممکن است بعد از دعوا و قهر کردن ، دیگر والدین زوجین، راضی به ادامه این زندگی نباشند.

اگر با مقاومت والدین همسرتان رو به رو شدید، بهترین کار این است که ضمن اینکه آرامش خود را حفظ می کنید، به آنها بگویید قبول دارید که قسمتی از مشکلات به وجود آمده بر گردن شما است و به آنها به آرامی این نکته را یاد آوری کنید که آنها هم قطعا در دوران جوانی خود با یکدیگر مشکلاتی را داشته اند.

یک فرصت مناسب را برای این کار انتخاب کنید. در زمانی که هنوز والدین همسرتان بسیار عصبانی و خشمگین هستند، فرصت مناسبی برای حل مشکل و آشتی کردن نیست.

بعد از موقعیت سنجی، یک هدیه تهیه کرده و به منزل همسرتان بروید و سعی کنید با آرامش صحبت کنید و اگر از طرف والدین همسرتان حرفی زده شد که باب میل شما نبود، عکس العمل نامناسب نشان ندهید زیرا ممکن است که کار را خراب کند.

در مواقعی که مقاومت آنها بسیار زیاد و شدید است پیشنهاد می شود که به فرد دیگری مثل مشاور خانواده و یا روانشناس به صورت خانوادگی مراجعه کنید تا آن فرد بتواند مشکل شما را بدون جبهه گیری حل کند.

دعوت والدینم به آرامش

زوج ها و خانواده هایشان باید در یک زمان مناسب و در یک جلسه گفت و گوی توام با آرامش، با هم صحبت کنند تا سوء تفاهم ها و تعارضات بر طرف شود و هر جا که احساس کردند که دوباره دعوا از سر گرفته می شود، سکوت را انتخاب کنند.

اگر قرار است که با والدین خودتان برای آشتی کردن با همسرتان  اقدام کنید، حتما ابتدا والدین خودتان را به آرامش دعوت کنید.

اگر آن ها آرامش لازم و کافی را نداشته باشند ممکن است که خیلی زود با شنیدن هر حرفی از کوره در بروند و عصبانی بشوند و این امر اوضاع را خراب تر می کند.

لجبازی ممنوع
برای آشتی کردن، باید لجبازی را کنار گذاشت زیرا لجبازی باعث می شود اختلافات حل نشوند و بدتر و بدتر بشوند.

حداقل یکی از طرفین ازدواج باید از حوزه خود کوتاه بیاید و لجبازی را ترک کند هر چند که کلماتی را از جانب همسر و خانواده اش بشنود که صحت نداشته باشد. زیرا اگر لجبازی کند و از حوزه خود پایین نیاید دامن قهر را بیشتر به آتش می کشد.

بعد از آشتی
بعد از اینکه ارتباط حسنه دوباره برقرار شد، زوج ها و خانواده هایشان باید در یک زمان مناسب و در یک جلسه گفت و گوی توام با آرامش، با هم صحبت کنند.

تا سوء تفاهم ها و تعارضات بر طرف شود و هر جا که احساس کردند که دوباره دعوا از سر گرفته می شود، سکوت را انتخاب کنند و مابقی مسایل را برعهده مشاور خانواده بگذارند.

بعد از صحبت کردن خانواده و زوجین با یکدیگر، باید به هم قول بدهند که در آینده هیچگاه نسبت به اتفاقی که افتاده است با هم صحبت نکنند.

 

برای مشاهده ادامه مطلب وارد شوید و یا ثبت نام نمایید

قدر دانی

قدر دانی می تواند باعث بوجود آمدن سلامت و بهداشت روانی خانواده و همچنین بالا بردن میزان شادی و خوشحالی خانواده شد.

قدردانی به صورت كلامی، غیركلامی و یا هر دو روش صورت می گیرد.

شیوه‌های قدردانی :

1ـ سپاسگزاری و تشكر كردن كلامی از عمل افراد

2-نامه نوشتن

3ـ لبخند زدن

4ـ به گردش بردن فرد یا افرادی كه در حق ما ابراز محبت كرده‌اند.

5ـ كمك كردن در كارهای منزل نیز می‌‌تواند مراتب قدردانی ما را نشان دهد.

6ـ صرف كردن وقت با دیگران است مثلاً‌ مرد برای قدردانی از زحمات همسرش می‌تواند مدت بیشتری از وقت خود را با او بگذراند و بالعكس

7ـ نگهداری از بچه‌ها شیوه دیگری جهت دستیابی به این امر مهم است.

8ـ حمایت و وفاداری از طرف مقابل

9ـ گوش دادن همراه با علاقه به طرف مقابل

10) قدردانی را از كلماتی و جملات كوچك شروع كنیم تا به جملات بزرگتری برسیم مثلاُ گفتن متشكرم یا ممنون

11)تمرین به روش تجسم خیالی یعنی افرادی كه قرار است از آنها قدردانی كنیم ابتدا آنها را مجسم كرده و به ایفای نقش بپردازیم.

برای انجام قدردانی نکات زیر را به خاطر داشته باشید:

1ـ قدردانی باید دقیقاً‌ از افرادی كه لازم است انجام گیرد به این معنا كه اگر بخواهیم از همسر خود درمقابل عملی كه انجام داده قدردانی نمائیم باید این سپاسگزاری را از خود همسر انجام دهیم و نه فرزندان.

2ـ كیفیت و كمیت قدردانی باید متناسب با كیفیت و كمیت عمل انجام شده باشد.

3ـ سعی كنیم قدردانی از شیوه‌های كلامی و غیركلامی تواما استفاده كنیم مثلاً‌ تشكر كردن به همراه لبخند زدن.

4ـ عمل قدردانی را محدود به سن اشخاص نكنیم مثلاً نگوئیم كه چون بچه كوچك است نیاز به قدردانی ندارد.

5ـ موضوع یا مسئله‌ای كه از آن قدردانی می‌كنیم باید دقیقاً‌ مشخص شود تا فرد متوجه شود از كدام كار او قدردانی نموده‌ایم.

در پایان دو نکته :

البته هرچند كه قدردانی و سپاسگزاری از زحمات دیگران امری بسیار پسندیده است اما اگر همیشه توقع داشته باشید در مقابل خدمت یا كاری كه در حق دیگران انجام داده‌اید از شما قدردانی شود اشتباه كرده‌اید و بی‌جهت خود را به طرف یك دنیای پر از غصه و رنج هدایت كرده‌اید.

قدردانی از همسر و فرزندان را برای داشتن خانواده ای سالم و با نشاط فراموش نکنیم.

برای مشاهده ادامه مطلب وارد شوید و یا ثبت نام نمایید

افسردگی فصلی

هوا که این‌گونه خاکستری و سرد می‌شود بی‌دلیل غمی در دل‌های‌مان می‌آید که گاهی بدون آن‌که بدانیم چرا، چشمان‌مان را پر از اشک می‌کند.

از اوایل پاییز که ساعت روشنایی روز کاهش پیدا می‌کند آدم‌ها گاهی دچار اختلالی به ‌نام افسردگی فصلی می‌شوند. این حالت ممکن است تا شروع فصل بهار ادامه داشته باشد. عامل دیگری که باعث این حالت در آدم‌ها می‌شود همان عواملی است که باعث سایر افسردگی‌ها می‌شود. تغییرات هورمونی مربوط به هورمون سروتونین و عامل ژنتیک را می‌توان در این اختلال موثر دانست. در واقع دسته‌ای از عوامل هستند که منجر به افسردگی در افراد می‌شوند و تنها یک عامل را نمی‌توان در این اتفاق در نظر گرفت.
به‌طور قطع نمی‌شود گفت چه کسانی دچار این حالت می‌شوند، بستگی به حالت‌های خلق و خوی آدم‌ها ندارد.


علایم افسردگی فصلی چیست؟
احساس غمگینی با اختلال افسردگی کاملا متفاوت است. مثلا خانم‌ها در دوران قبل از قاعدگی گاهی به‌دلیل اختلالات هورمونی، دچار حالت‌های غمگینی، کسلی و کرختی می‌شوند اما این افسردگی نیست. برای افسردگی فرد حداقل باید مدت دو هفته دچار حالت‌های کسلی، ناراحتی و سایر عوامل افسردگی باشد. فرد در این حالت علاوه بر تغییرات خلق‌وخو، دچار کاهش انرژی و حوصله می‌شود. نسبت به جریان‌های روزمره زندگی‌اش بی‌تفاوت و بی‌انگیزه می‌شود و از چیزهایی که قبلا احساس لذت و رضایت می‌کرده دیگر لذتی نمی‌برد. این افراد تمایل به بغض کردن و گریه کردن‌های بی‌مورد دارند که ممکن است در طول روز یا هفته چندین بار دچار این حالات بشوند. اختلال خواب در این افراد خودش را نشان می‌دهد. در افراد افسرده کم‌خوابی اول شب، بیدار شدن در نیمه‌های شب و بیدار شدن زودهنگام در صبح‌ها دیده می‌شود. شخص در مورد خودش دچار تفکرات منفی و گاهی ناامیدی می‌شود و این احساس بی‌پناهی گاهی آن‌قدر جولان می‌دهد که باعث می‌شود شخص به خودکشی فکر کند و گاهی این فکرها آن‌قدر جدی می‌شوند که فرد اقدام به خودکشی می‌کند. این حالت بسیار نگران کننده است و اگر فرد چنین حالتی داشته باشد یکی از اورژانس‌های روان‌پزشکی محسوب می‌شود و حتما نیاز به بستری دارد.
 آیا علایم افسردگی زمستانی چیزی جدا از افسردگی است؟
خیر فرقی ندارد، علایم همان علایم است اما این بار این اختلال در نتیجه‌ی تغییرات جوی، فصلی و اقلیمی به‌وجود می‌آید. تفاوتی که این دو نوع افسردگی می‌توانند با هم داشته باشند در مورد خواب و اشتهاست. در افسردگی فصلی ممکن است برعکس سایر افسردگی‌ها، دچار پراشتهایی و پرخوابی بشویم.
 درمان برای این اختلال
 داروهای جدید ضدافسردگی برای درمان افسردگی‌های فصلی و غیرفصلی بسیار موثر است. البته این داروها حتما باید با تجویز روان‌پزشک باشد و خوددرمانی به هیچ‌وجه توصیه نمی‌شود. شروع، دوز مصرفی، طول مدت استفاده و قطع دارو حتما باید تحت نظر روان‌پزشک باشد و عمل خودسرانه در این رابطه می‌تواند باعث عوارض ناشی از قطع ناگهانی دارو بشود.
شخص به‌جز مصرف دارو می‌تواند از درمان‌های رفتاری- شناختی استفاده کند. این افراد دچار تفکرات و احساسات منفی نسبت به خود و آینده‌شان هستند. راه‌حل آن‌ها این است که خودشان فعالانه در درمان شرکت کنند. تفکرات منفی‌شان را به مثبت تبدیل کنند. درواقع اساس درمان‌های رفتارشناختی، تغییر تفکر از منفی به مثبت است که در کاهش شدت علایم افسردگی می‌تواند کمک‌کننده باشد. درمان توام استفاده از دارو و درمان‌های رفتاری‌شناختی بسیار موثر است.

 فرد افسرده ممکن است به‌دلیل کمبود انرژی حوصله‌ای برای معاشرت با دیگران و حضور در اجتماع نداشته باشد، اما به محض استفاده از دارو می‌تواند انرژی‌اش را بازیابی کند و در این شرایط فعالیت‌های اجتماعی و ورزشی مانند شنا، پیاده‌روی و یوگا می‌تواند بسیار به او کمک کند.
 
افسردگی در نوجوانی بیشتر از کودکی اتفاق می‌افتد. نقش والدین این است که با نوجوان مدارا کنند. او را درک نمایند. او را نزد روان‌شناس و روان‌پزشک ببرند. در صورت تجویز دارو، او را تشویق به استفاده از دارو کنند. در صورت درمان‌های غیردارویی، در کنار نوجوان باشند و او را تشویق نمایند. با او برخورد تند نداشته باشند و عصبانیت‌ و پرخاش‌گری‌های بی‌مورد او را تحمل کنند.
 والدین و مشاهده‌ این علایم :تغییرات خلق‌وخو، پرخاشگری، احساس کسلی و خستگی. این‌که وقایع خوشحال‌کننده آن‌ها را شاد نکند. از بودن در جمع لذت نبرند. از لحاظ تحصیلی افت کنند. دچار کندی حرکتی و روانی شوند. خواب و اشتهای‌شان مختل شده باشد. والدین اگر متوجه شدند نوجوان‌شان دو هفته در این حالت‌ها هستند باید متوجه شوند فرزندشان دچار افسردگی شده است.

 

دیگر مطالب ما:

 

9 نکته برای داشتن زندگی زناشویی موفق

 

برای مشاهده ادامه مطلب وارد شوید و یا ثبت نام نمایید

خانواده موفق در ارتباط

.‌ 1هیچگاه بین خانواده خود و خانواده همسرتان تفاوت و یا  تبعیضی به هیچ دلیل ظاهرا موجه قائل نشوید.

‌. 2اگر شما آن فردی هستید که مادرشوهرتان دوست دارد وقتش را با وی در آشپزخانه بگذرانيد تا هم به او کمک كرده و هم احساس تنهایی نکند، گهگاهی همراهی کنید اما زیاده‌روی نکنید تا این عمل به وظیفه همیشگی‌تان تبدیل نشود. شاید فقط آخر هفته‌ها!

‌. 3هیچ وقت رابطه همسرتان را با خانواده‌اش زیر سؤال نبرید زیرا این کار تاثیر بدی روی رابطه شما و همسرتان می‌گذارد. تلاش کنید بیشتر درباره مادرشوهرتان، علاقه‌مندی‌هایش و خلق و خویش بدانید.

‌ 4. با پیشنهادات خانواده همسر در حضور آنها، موافقت کنید ولی اعلام کنید که تصمیم‌تان را بعد اعلام خواهید کرد. سپس در تنهایی نظر واقعی خود را به همسرتان بگویید و باهم تصمیم نهایی را بگیرید و توسط او تصمیم خود را به خانواده‌اش اعلام کنید.

‌5 . در بحث‌های خانوادگی آنها شرکت نکنید و از اظهارنظر کردن جدا خودداری کنید.

‌6 .در حضور خانواده شوهر به پسرشان احترام بگذارید و این را بدانید که با اولین بی‌احترامی به شوهر ، نشان دادید که اختلاف دارید و اجازه دادید که در زندگی خصوصی‌تان دخالت کنند.

7 .در بحث‌ها و جدال‌های خانوادگی بهتر است شما حرفی نزنید. مطمئنا او با رفتارها و خصوصیات خانواده‌اش بهتر آشناست. پس در مواردی که میان شما و خانواده‌اش مسئله‌ای ایجاد شد قضاوت را به او بسپارید.

8 . ‌هرکاری که امروز انجام می‌دهید، چند ماه دیگر به عنوان وظیفه شما تلقی می‌شود. پس مراقب کارهای‌تان باشید.

‌9 . مادر شوهرتان با شما همسن و سال نیست. پس همواره احترام او را حفظ کنید و در شوخی کردن با او حد و مرز خاصی داشته باشید.

‌10 . هرگز تعلق خاطر همسرتان به خانواده‌اش را کم‌اهمیت تلقی نکنید و سعی نکنید بین او و خانواده‌اش فاصله بیندازید.با این کار نسبت به این قضیه حساس‌تر کرده و بیشتر طرف خانواده‌اش هدايت مي‌كنيد.

11 . سعی کنید تا حد امکان در حضور مادرشوهرتان عصبانی نشوید. با رعایت ادب، نظرتان را در مورد موضوع مورد بحث اعلام کنید، اما صدای‌تان را بلند نکنید. پیش از آنکه کار به جاهای باریک برسد، با ادب و فروتنی بحث را خاتمه دهید.

12 . یادتان باشد که هر پدر و مادری فرزندش را از سایر افراد بیشتر دوست دارد. پس وقتی که خانواده همسر چنین حسی دارد برخی از کارها از روی عقل و تدبیر نیست بلکه از روی احساس است !

برای مشاهده ادامه مطلب وارد شوید و یا ثبت نام نمایید

ورود کاربران

اشتراک در خبرنامه

لطفا ایمیل و نام خود را وارد کنید تا از جدیدترین مطالب سایت آگاه شوید !

محبوب ترین مطالب


خواص دعای نادعلی  از برای ناد علی (ع) هفتصد خاصیت ذکر کرده اند و در تمام مهمات آنرا موثر... ادامه مطلب

چگونه درس بخوانیم تا موفق شویم؟ یکی از اشتباهات اکثر دانش آموزان این است که هر روز که به خانه می‌آیند بجای... ادامه مطلب

با فرزندی که سیگار می کشد، چگونه برخورد کنیم؟ تا بحال سر زده به خانه آمده اید و متوجه این قضیه شده اید که دختر و یا پسرتان... ادامه مطلب